فصل قبل مدیرعامل باشگاه پرسپولیس یه احمدینژادی بود، ولی سرمربی شون سبز بود. برای همینم تو یه جام (لیگ برتر) موفقیتی کسب نکردن و تو یه جام دیگه (حذفی) قهرمان شدن. تو این فصل مدیرعامل و سرمربی و مدیرفنی پرسپولیس، همهشون از احمدینژادیها انتخاب شدن. بنابراین عجیب نیست اگه جاشون ته جدول باشه.
۱۳۹۰ مرداد ۳۰, یکشنبه
۱۳۹۰ مرداد ۲۲, شنبه
اصول نوين تربيت فرزند
كودكانِ امروز در مقايسه با اسلاف خويش، خوشگل، تپل و لوس هستند. هر روز تصاوير زيادی از اين كودكان مامانی را در اينترنت، روی جلد مجلات، پيامهای تبليغاتی و جاهای ديگر در حال خنده و شيرينكاری میبينيم و احتمالاً مىگوييم آخى آخى جگرت را موش بخورد عزيزم و اينها. امّا، اين تنها يك روى سكّه است. همين بچهها در عالم واقع، عمدتاً در حال نقزدن و گريه و سرتقبازى هستند. راقم اين سطور بر اين باور است كه در تأديب و تربيت اين قشر از اجتماع، كوتاهىِ خسارتبارى از سوى والدينشان صورت گرفته. بر اين اساس، روشهاى تربيتى نوينى براى آموزش نسل نوپاى امروز بايد بهكار گرفته شود. وقتى كودكى به كودك ديگر مىگويد ماشينت را به من بده و كودك ديگر (صاحب ماشين) پاسخ ميدهد كه نميدهم مال خودم است و آنگاه دو كودك درگير ميشوند و سروصدا و جاروجنجال به راه مياندازند، مادران دو كودك وظيفه دارند گوش آنها را بپيچانند و خودرو را از دست هردوی آنها بگيرند. وقتی در يك جمع، كودك شما بیدليل عر میزند و با هيچ حربه و نيرنگ و وعدهای ساكت نمیشود، بايد چنان او را زير مشت و لگد بگيريد تا ديگر رمقى براى عر زدن نداشتهباشد. هنگامى كه كودكى به شما مىگويد موبايلت را بده تا با آن بازى كنم، بايد براى او توضيح دهيد كه موبايل وسيلۀ بازى نيست و اگر چنانچه او قانع نشد، بايستى موبايل را در حلقش فرو نماييد تا مطلب دستگيرش شود. اگر كودكتان در خيابان با زورگويى و قلدرمآبى به شما مىگويد كه آن اسباببازى گرانقيمت را همين الان براى من بخر، شما بايد محدوديتهاى اقتصادىتان را براى او شرح دهيد و اگر چنانچه توجيه نگرديد، بايد فوراً كودك را به يك مغازۀ كلّهپزی برده و به او بگوييد آن كلّهاى كه درون ظرف قرار دارد پيش از اين موجود كاملى بوده كه از پدرش تقاضاى اسباببازى گرانقيمت نمودهاست. اگر نيمهشب با چشمانى خوابآلود و اعصابى داغان در جادهاى تاريك در حال رانندگى هستيد و فرزندتان بهجاى آنكه بكَپَد، با بهانهتراشىهاى پىدرپى، موجبات آزار شما را فراهم مىآورد و همسرتان هم از پس او برنمىآيد، لحظهاى خودرويتان را كنار جاده متوقف كنيد، پياده شويد و كودك را به بيرون از خودرو پرت نماييد. سپس خود سوار شده و حركت كنيد. اجازه دهيد او در دل تاريكى دقايقى را در خلوت خويش به تفكّر بپردازد تا به اشتباه خود پى ببرد. بدون شك، اينگونه روشهاى تربيتى تأثير بهسزايى در تغيير نگرش و بلوغ فكرى فرزند دلبندتان خواهدداشت.
۱۳۹۰ مرداد ۱۴, جمعه
حال اين روزا
- خوبى؟
- خوبم، فقط يه كم گشنه و تشنه و خسته و خوابآلود و عصبىام. ولى خوبم.
پاى ورق: اين صدمين پست اين وبلاگه. شايد صد پست در طول يك سال و نيم، كم باشه. ولى از قديم گفتن كم بنويس، گزيده بنويس، هميشه بنويس.
- خوبم، فقط يه كم گشنه و تشنه و خسته و خوابآلود و عصبىام. ولى خوبم.
پاى ورق: اين صدمين پست اين وبلاگه. شايد صد پست در طول يك سال و نيم، كم باشه. ولى از قديم گفتن كم بنويس، گزيده بنويس، هميشه بنويس.
۱۳۹۰ مرداد ۱۰, دوشنبه
روزۀ هدفمند
ماه رمضون فرصت بسيار خوبيه براى ترك بعضى رفتارهاى غلط، مثل باز كردن مكرر و بىدليل در يخچال.
۱۳۹۰ تیر ۳۰, پنجشنبه
مثل تو فيلما
دلم مىخواد يه بار مثل تو فيلما محكم با لقد بزنم به يه درى كه قفله ببينم باز مىشه يا نه.
دلم مىخواد يه بار مثل تو فيلما با يه جسم سخت بزنم پس كلّۀ يه نفر ببينم بىهوش مىشه يا نه.
دلم مىخواد يه بار مثل تو فيلما يه نفرو ببينم كه داره خواب ترسناك مىبينه، خيس عرق شده، هى گردنشو به چپ و راست مىچرخونه و ميگه نه نه نه، بعد يهدفه از خواب مىپره، مىشينه و نفسنفس مىزنه.
دلم مىخواد يه بار مثل تو فيلما به يه نفرو ببينم كه هيجده تا گلوله خورده تو سينهاش و داره تو بغل دوستش با صداي گرفته وصيت مىكنه، حرفش كه تموم شد يهدفه مىميره.
دلم مىخواد يه بار مثل تو فيلما يه نفرو ببينم كه قايم شده، بعد يه نفر شك كنه كه يكى اونجاست، بعد اين هى صداى گربه دربياره، طرفم راهشو بكشه بره.
دلم مىخواد يه بار مثل تو فيلما با يه خانم باكمالات تصادفاً درگير يه ماجراى اكشن بشم بعدشم تو سهسوت تبديل به يه زوج خوشبخت بشيم.
دلم مىخواد يه بار مثل تو فيلما آخر قضيه خوب تموم بشه.
دلم مىخواد يه بار مثل تو فيلما با يه جسم سخت بزنم پس كلّۀ يه نفر ببينم بىهوش مىشه يا نه.
دلم مىخواد يه بار مثل تو فيلما يه نفرو ببينم كه داره خواب ترسناك مىبينه، خيس عرق شده، هى گردنشو به چپ و راست مىچرخونه و ميگه نه نه نه، بعد يهدفه از خواب مىپره، مىشينه و نفسنفس مىزنه.
دلم مىخواد يه بار مثل تو فيلما به يه نفرو ببينم كه هيجده تا گلوله خورده تو سينهاش و داره تو بغل دوستش با صداي گرفته وصيت مىكنه، حرفش كه تموم شد يهدفه مىميره.
دلم مىخواد يه بار مثل تو فيلما يه نفرو ببينم كه قايم شده، بعد يه نفر شك كنه كه يكى اونجاست، بعد اين هى صداى گربه دربياره، طرفم راهشو بكشه بره.
دلم مىخواد يه بار مثل تو فيلما با يه خانم باكمالات تصادفاً درگير يه ماجراى اكشن بشم بعدشم تو سهسوت تبديل به يه زوج خوشبخت بشيم.
دلم مىخواد يه بار مثل تو فيلما آخر قضيه خوب تموم بشه.
۱۳۹۰ تیر ۲۸, سهشنبه
حافظا
واقعيت اينه كه...
هيچ پروانهاى دور شمع نمىچرخه،
هيچ عاشقى از هجر معشوق سر به بيابون نمىذاره،
باد صبا هيچ پيامى رو ردّوبدل نمىكنه،
جام مى و باده و ساقى سيمينساق هيچ غلطى براى آدم نمىكنن،
بلبل خوشالحان و گل و چمن هيچوقت همنشين هم نيستن،
ولى هرچى بدوبيراه به شيخ و زاهد و مفتى و واعظ و محتسب بگى راست گفتى.
هيچ پروانهاى دور شمع نمىچرخه،
هيچ عاشقى از هجر معشوق سر به بيابون نمىذاره،
باد صبا هيچ پيامى رو ردّوبدل نمىكنه،
جام مى و باده و ساقى سيمينساق هيچ غلطى براى آدم نمىكنن،
بلبل خوشالحان و گل و چمن هيچوقت همنشين هم نيستن،
ولى هرچى بدوبيراه به شيخ و زاهد و مفتى و واعظ و محتسب بگى راست گفتى.
۱۳۹۰ تیر ۱۴, سهشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)